شیوه صحیح مدیریت منابع آب با مراسم آیینی «ورف چال» در گفت‌و گو روزنامه خبر‌شمال با علی حسن‌نژاد

پرینت
 به گزارش سایت خبری تحلیلی اخبار سوادکوه(سوادکوه‌نیوز) و به نقل از گفت‌وگوی مائده مطهری‌زاده خبرنگار روزنامه خبرشمال با علی حسن‌نژاد، در آستانه برگزاری مراسم آیینی «ورف چال»؛ از چال‌های سیمین  تـا تاج‌های زرین
 شاید برایتان جالب باشد که بدانید در این روزها که بحران بی‌آبی بیداد می‌کند و دیو خشکسالی در حال پیشروی به کران تا کران سرزمین آبا و اجدادی ماست، نیاکان ما با چه تدابیرخاص و منحصربفردی به فکر در غُل و زنجیر کشیدن این غول بی شاخ و دم بوده‌اند. آیین سنتی «ورف چال» که تا چند روز دیگر در برخی از مناطق مازندران برگزار می‌شود یکی از همان شیوه‌های قدیمی مردم سختکوش و باهوش طبرستان در مبارزه با دیو خشکسالی است. اشتیاق باخبرشدن از متن و حاشیه آیین «ورف چال» یا «زن شاهی» که بنا به روایات تاریخی از قدمتی 600ساله برخوردار است، زمینه گفت‌و‌گوی ما را با علی حسن‌نژاد، شاعر، کارشناس و پژوهشگر فرهنگ مازندران فراهم آورد.

بسیاری از کارشناسان و مورخان معتقدند که پشت سر شکل‌گیری هر آیین باستانی، فکری و نیازی نهفته بوده است، شما چقدر با این دسته از افراد هم‌نظرید؟
بله دقیقا همین‌طور است. برای مثال درخصوص شکل‌گیری آیین‌ ورف چال و امثالهم باید گفت، از آنجا که سراسر فلات ایران، به‌ویژه مرکز آن از زمان‌های بسیار دور تا حال با مشکل کم‌آبی روبرو بوده، اهمیت مدیریت منابع آب را نیز دوچندان کرده است و به همین سبب و با توجه به ظرفیت و پتانسیل بالای آیین‌ها و جشن‌های سنتی در جلب و جذب و هدایت افکار عمومی به این سمت و سو، این اهداف اجتماعی بلندمدت در قالب اشعار، موسیقی‌های فولک و ضرب‌المثل‌ها، به شکلی هنرمندانه ماندگار شد.

به اهمیت مدیریت منابع آبی اشاره کردید. به طور مختصر برای ما بگویید که مردم ایران زمین، به ویژه مازنی‌ها در گذشته برای مقابله با مخاطرات خشکسالی به چه اقدامات ایزایی روی آوردند؟
مدیریت منابع آب در مرکز ایران همواره از طریق حفر قنات‌هایی در اعماق زمین که گاهی اوقات طول آنها به 150 کیلومتر نیز می‌رسید، پیگیری می‌شده است که البته حفر قنات‌ تنها مختص مناطق مرکزی ایران نبوده و حتی در مازندران نیز به رغم دسترسی به چشمه‌های جوشان و پرآب، قنات‌هایی وجود داشته که بقایای آن را می‌توان در مسیر قائمشهر به ساری و دودانگه و چهاردانگه مشاهده کرد.

اصلا ورف چال به چه معناست؟
کلمه «ورف» دگرگون شده کلمه برف به زبان فارسی معیار است؛ همان پدیده زیبایی که در هنگام زمستان سرد، زمین را چون نوعروسان در جامه‌ای سپید، می‌پوشاند. این واژه از کلمه وَفر، یا وَفره در زبان پهلوی گرفته شده که البته در سال‌های دورتر و زبان‌های کهن، با نام‌های سونیزیک، سونیخَل و سِنوی نیز شناخته می‌شده است. همان واژه آشنای Snow (برف) در زبان انگلیسی که بر هم ریشه بودن آنها دلالت دارد.

هدف اصلی از برگزاری آیین ورف چال از گذشته تا حال چه بوده است؟
آیین ورف چال که بر اساس اسناد و مدارک و به گواه تاریخ از 600 سال قدمت و دیرینگی در مازندران برخوردار است را می‌توان به معنای دقیق کلمه، (شیوه صحیح مدیریت منابع آب) نامگذاری کرد. سنتی که بر اساس نیاز منطقی برای ذخیره آب و پر کردن آب سفره‌های زیرزمینی بوجود آمد. مردم در این آیین که معمولا از دهم اردیبهشت‌ماه در برخی نقاط مازندران برگزار می‌شود، برای جمع کردن برف‌های باقیمانده در رشته کوه‌های البرز به یکدیگر دست یاری داده و علاوه بر برآوردن نیاز خود به آب در فصل گرم سال، تابلویی درخشان از کار و تلاش جمعی را نیز به تصویر می‌کشند.

این رسم، نخستین بار در کدام منطقه شکل گرفت؟
مورخان معتقدند که این رسم نخستین بار در روستای اَسک از توابع لاریجان آمل به اجرا درآمده است و البته از پیشینه مذهبی نیز برخوردار است که تاریخ آن را به دوران نخستین سلسله قدرتمند شیعه در ایران یعنی آل بویه مرتبط می‌دانند.

این ریشه مذهبی از کجا آمده است؟
برخی کارشناسان مذهبی و مورخان می‌گویند این رسم به دستور سید حسن ولی، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به این ترتیب شکل گرفت که ابتدا چاهی را حفر کرده و سپس برف‌ها را به درون آن می‌ریختند که همین شکل و شیوه تا به امروز رواج داشته است. ناگفته نماند که آرامگاه سید حسن ولی، واقع در روستای نیاک، از روستاهای بخش لاریجان شهرستان آمل، امروز به مأمن و مأوای مردم منطقه تبدیل شده است و به ویژه در این روز به ‌خصوص، مردم از نقاط دور و نزدیک برای نثار فاتحه به روح این مقام بلندمرتبه به زیارت این مقبره شریف می‌روند. به طور کلی یک نوع نگاه مذهبی عمیق در برگزاری این آیین کهن وجود دارد که مردم سعی می‌کنند با اوراد و اذکار و ادعیه ائمه اطهار، استجابت دعاهای خود را از خدای متعال طلب کنند.

عمق گودال‌ یا چاه چقدر است و برف‌ها را به چه شکلی جمع‌آوری کرده و به درون آنها می‌ریزند؟
عمق گودال‌ معمولا ده متر است که برف‌ها را از یک کیلومتری جمع کرده و به درون آن می‌ریزند تا در تابستان برای مردم و حیوانات قابل بهره‌برداری باشد.
هرچند که کم شدن بارش برف در زمستان در ارتفاعات، کار جمع‌آوری برف را سخت‌تر از گذشته کرده و مردان سعی می‌کنند تا برف‌ها را از مناطق دورتری آورده و به درون گودال بریزند.

بعد از اتمام مراسم جمع‌آوری برف، چه اتفاقاتی می‌افتد؟
پس از پر شدن گودال، سفره‌ای پهن کرده و مشغول پذیرایی می‌شوند که البته در این سال‌ها بیشتر جنبه جشنواره‌ای پیدا کرده است.
فروش مواد غذایی و اجرای برنامه‌های سنتی، شعر و موسیقی‌های آیینی از جمله کارهایی است که در این روز انجام می‌گیرد که در این باره کتاب‌ها و فیلم‌هایی هم ساخته شده است.

آیا این مراسم هر ساله در یک روز، به‌طور مثال و طبق گفته شما در ده اردیبهشت‌ماه برگزار می‌شود یا شیوه تعیین روز، به شکل دیگری‌ است؟
شیوه تعیین روز، به این شکل است که معمولا مردان روستای اَسک، به ویژه ریش سفیدها گردهم می‌آیند تا یک نماینده از میان خود برگزینند.
این نماینده به روستاهای اطراف، مثل روستای نیاک، می‌رود تا روز دقیق برگزاری مراسم را به آنان اعلام کند که این کار در طول سال‌های اخیر از طریق بلندگو انجام می‌شود.

از دیگر رسومات مخصوص این روز بگویید.
مردم در این روز اگر نذری دارند قربانی کرده و با خود به محل اجرای مراسم می‌آورند. برخی از خانواده‌ها هم که دختران‌شان در چند روز مانده به مراسم، نامزد می‌گیرند، در آن روز با هدایایی مثل تخم مرغ، نان محلی و شیرینی‌های خانگی به خانه داماد می‌روند که خانواده داماد نیز برای یُمن و مبارکی، می‌بایست هدایایی را به خانه عروس بفرستند و البته نفرستادن این هدایا امری ناپسند بوده و به منزله وجود کدورت از خانواده عروس تلقی می‌شود.

از شواهد و قرائن موجود اینگونه برمی‌آید که نوعی تقسیم کار نیز میان مردان و زنان در این آیین دیرپا دیده می‌شود.
بله. در این خصوص منابع انسانی به دو بخش تقسیم می‌شوند که در این رسم کهن، مردها برای رویارویی مستقیم با آیین ورف‌چال به صف می‌شوند و زنان نیز خود را برای ماندن در روستا و در واقع آنچه که از آن با عنوان آیین «زن شاهی» و حکومت یک روزه زنان در روستا یاد می‌شود، آماده می‌کنند.

زن شاهی، چیست؟
ماجرا از این قرار است که وقتی مردان از خانه خارج شده و برای برگزاری آیین ورف چال بیرون می‌روند، زمام امور روستا برای مدت یک روز به دست زنان روستا می‌افتد و آنان نیز به نمایندگی از میان خود یک شاه یا یک حاکم را انتخاب می‌کنند که نظام حکومتی روستا را در این روز به دست گیرد.

این شاه بودن تنها در حرف است یا در عمل هم اتفاق می‌افتد؟
نه. در عمل نیز اتفاق می‌افتد. مثلا اگر مردی از مردان روستا به شوخی یا جدی وارد روستا شود با واکنش زنان روستایی روبرو می‌شود و حتی به شوخی مورد ضرب و شتم نیز قرار می‌گیرد.

آیا این رسم نیز ریشه در تاریخ کهن ما دارد؟
بله. به‌طور کلی، سلطنت یک روزه بانوان در کشور ما ماجرایی بس طولانی دارد. داستان از این قرار است که قبل از آمدن آریایی‌ها، اقوام ساکن فلات ایران، در غارها و کوه‌ها زندگی می‌کردند که آثار و نشانه‌های زیستن انسان هوشمند و متمدن، امروزه در غارهایی چون کمربند هوتو در بهشهر، کاملا قابل مشاهده و ملموس است.
در آن دوران، مردها به دنبال شکار می‌رفتند و زن‌ها مدیریت خانه (غار) را به طور کامل در اختیار داشتند. چیزی که ویل دورانت، نویسنده، تاریخ‌نگار و فیلسوف آمریکایی از آن با عنوان نظام «مادرشاهی» یاد کرده زیرا حق فرمانروایی، قضاوت، اداره منزل، توزیع خوراکی و… به طور کامل در اختیار زن‌ها قرار داشته است. تا جایی که بر اساس اسناد و مدارک تاریخی، کارهایی چون نساجی، ریسندگی، ساخت وسایل تزیینی و حتی ظروف سفالی ابتدایی، نیز به دست زن‌ها صورت می‌گرفته است. این نظام به همین ترتیب ادامخ داشت تا اینکه با ورود آریایی‌ها به فلات ایران و تاسیس اولین حکومت مقتدر آریایی (ماد)، نظام مادرشاهی آرام آرام به سمت پدرشاهی یا پدرسالاری سوق پیدا کرد. اگرچه در این دوران هم زنان ریاست قبیله و قضاوت را بر عهده داشته‌اند. بعد از آن در دوران هخامنشیان نیز بانوان در عرصه‌های مختلفی حضور داشتند تا جایی که نیروی دریایی نیز توسط زنان اداره می‌شده است. حتی نشانه‌های تاریخی وجود دارد که زنان در ساخت بنای تخت جمشید نیز مشارکت خوبی از خود بر جای گذاشته‌اند. این حضور تاثیرگذار، در دوره‌های بعد و تا زمان جلوس پادشاهان ساسانی بر تخت سلطنت، کاملا محسوس بوده است.
اما در دوره ساسانیان، حضور و تاثیر زنان در جامعه به نسبت دوران‌های قبل به شکل کمرنگ‌تری دیده می‌شود.
زنان در این دوران از حق و حقوقی برخوردار نبودند و اکثر طبقات برای مردها تقسیم‌بندی شده بود و پس از آن تا مدت‌ها بعد این حضور کمرنگ و کمرنگ‌تر شد تا اینکه دوباره در زمان روی کار آمدن سلسله قاجاریه به ویژه در دوره ناصرالدین شاه، زنان توانستند جایگاه و حقوق از دست رفته خود را بازیابند و حضوری پررنگ در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی داشته باشند که این اتفاق با گذشت زمان و حتی در دوران مشروطه و پس از آن نیز ادامه داشته است. به این ترتیب است که باید برگزاری آیین زن شاهی در روز ورف چال را باقیمانده و یادگاری از نظام مادرشاهی در دوران های کهن تاریخ تا به امروز بدانیم.

آیا در طول این سال‌ها دگرگونی نیز در همه یا بخشی از این مراسم آیینی روی داده است؟
در طی سال‌های گذشته این‌طور به نظر رسید که همه مردم روستا اعم از زن و مرد می‌توانند در مراسم جمع‌آوری برف حضور داشته باشند و اینگونه شد که حتی خانم‌های روستا نیز برای جذابیت و بالابردن هیجان مراسم، اقدام به حمل برف می‌کنند.
البته عدم حضور زنان در مراسم جمع‌آوری برف، هرگز به معنای نادیده گرفتن توان و قدرت آنها نبود، بلکه تنها به سبب سختی این کار، جمع‎آوری برف‌ها به مردهای روستا سپرده شده بود. اما امروزه، حضور مطلق مردان در این مراسم کمرنگ شده و میهمانان اعم از خانم و آقا هستند. اما نکته جالب ماجرا اینجاست که آیین زن‌شاهی و مدیریت مطلق زنان در روستا در چنین روزی همچنان به قوت خود باقیست و فقط، کار جمع‌آوری برف است که از انحصار مردان خارج شد.

آیین زن‌شاهی چگونه در روستا اجرا می‌شود؟
یکی از موضوعات جالب توجه در برگزاری مراسم زن شاهی، این است که کسی که به عنوان زمامدار امور روستا به نمایندگی از بانوان روستا انتخاب می‌شود، می‌تواند به شکایات بانوان نیز رسیدگی کرده و از جانب خویش حکم صادر کند. بخش حضور زنان با غذاهای نذری هم بسیار قابل تامل است که بانوان می‌توانند در هر خانه‌ای که بوی غذای نذری از آن به مشام می‌رسد حضور پیدا کنند. در پلورِ دهستان بالا لاریجان آمل نیز همدلی‌های مربوط به آیین زن‌شاهی، از زیبایی‌های خاص خودش برخوردار است. در این منطقه زنان با حضور در خانه‌هایی که عزیزی را از دست داده‌اند، سعی به همدردی با خانواده داغدار دارند و به ویژه اگر 40 روز از فوت آن مرحوم گذشته باشد، کار درآوردن لباس عزای خانم‌ها را بر عهده می‌گیرند و آنها را با خود به مراسم شادی می‌برند. عیادت از بیمار، به ویژه بانوان کهنسال نیز از جمله دیگر سنت‌های دیرینه مربوط به این روز است.

آیا این آیین در مناطق دیگری از مازندران نیز برگزار می‌شده است؟
بله. تحقیقات شخصی من نشان از آن دارد که در گرمرود، روستایی نزدیک هولار از توابع شهرستان ساری نیز محوطه‌ای است که به گفته ریش‌سپیدان روستا، آیین ورف چال در آن انجام می‌گرفته که البته هنوز هم آن چاه به جای خود باقی‌ست.
همچنین در این سال‌ها امامزاده‌ای با نام امامزاده محمد هم مورد توجه و احترام مردم قرار گرفته که در همان حوالی واقع شده است. بنابراین، علاوه بر برگزاری آیین ورف چال در آمل، چنین مراسمی در روستای گرمرود ساری نیز وجود داشته که همین تضاد نام روستا (گرمرود) با مراسم آیینی (ورف چال) بر زیبایی آن افزوده است.

اشتراک گذاری

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

953 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 سوادکوه نیوز. محفوظ است.
طراحی و اجرا شرکت یارس