“قوم مداری، مانع اصلی توسعه یافتگی جوامع کوچک”/به قلم عماد خادمیان/

 

گفتمانِ”توسعه یافتگی”در عصر حاضر یکی از دغدغه های اصلی و مهم بخصوص در جوامع در حال گذار محسوب می گردد.موضوعی بسیار گسترده به لحاظ مقولات مرتبط با آن،که جامعه شناسان و اندیشمندان علم اجتماع همواره درگیر شناخت و تئوریزه نمودن آن در سطح کلان جهانی تا سطح خرد،در قالب یک خرده اجتماع یا خرده فرهنگ،می باشند.

قصد من در این یادداشت به هیچ روی انجام بحثهای تئوریک جامعه شناسانه و آکادمیک نیست،چراکه اولاً نه این مجال،مناسب چنین بحثی است و ثانیاً نه این فضا متناسب اینگونه مباحث. اما به نظر من ابتلای جوامعی کوچک همچون شهر یا شهرستان ما به این موضوع،پرداختن به نمودهای عینی توسعه نیافتگی که عنوان شیک تر و خفیف تریست از عقب ماندگی،را ناگزیر می نماید.

تطبیق وضعیت موجود در خرده اجتماع شهر و شهرستان ما با عوامل و فاکتورهای پیشرفت و توسعه یافتگی، ما را به سمت و سوی موانع وقوع حرکت به جلو و تغییر شرایط نامناسب خواهد برد.

اگر تنها قرار بر اشاره ای تیتروار به این علت و عوامل توسعه نیافتگی،در جا زدن و حتی گاهی سیر قهقرائی باشد،با لیستی بلندبالا روبرو خواهیم بود که پرداختن به هر کدام از آنها مستلزم فضا و زمان متناسب با خود آنهاست.لذا بنده با طرح این سر فصل امیدوار به حضور و مشارکت متخصصان واندیشمندان برای پرداختن به جزئیات خواهم بود و تلاش خواهم کرد به یکی از المانهای مؤثر در این پدیده بپردازم.و آن “قوم مداری” می باشد.

در دانشنامهٔ ویکی پدیا قوم مداری یا قوم محوری اینچنین تعریف شده است:قوم مداری یا قوم محوری رویکردیست که در آن ویژگی های اخلاقی،اجتماعی و دینی اقوام دیگر را با معیارهای قوم خود بررسی کرده و اختلافهای آنان را به حساب ناهنجاریشان بگذاریم.وجود نوعی قوم مداری ذاتی در انسانها موجب میشود هیچ کاری ساده تر از بد گفتن از دیگران نباشد.قوم مداری ریشه در این احساس دارد که روشهای زندگی،ارزش ها و الگوهای سازواری گروهی که شخص خود را متعلق به آن می داند،نسبت به گروههای دیگر برتری دارد.

خوب با همین تعریف ساده و اندکی تأمّل در آن در خواهیم یافت،متأسفانه شهر ما تا چه اندازه به آن مبتلاست.

یکی از عمده نتایج قوم مداری،خود برتر بینی و عدم درک وجود دیگریست

وقتی پدیدهٔ قوم مداری در یک خرده اجتماع حاکم گردد،بدلیل نفی قوم دیگر که گاه به عداوت نیز منجر میگردد،آنگاه “نژادگرائی” جایگزین شایسته گرائی و منطق محوری خواهد شد.که در نهایت بدلیل عدم استفاده از توان و تخصص افراد در مسیر توسعه یافتگی،آن خرده اجتماع به پیله ای بسته و محدود مبدل می شود که عقب ماندگی و انجماد سرنوشت محتوم آن جامعه و افراد آن خواهد بود.

بی تردید یکی از رمز و رازهای پیشرفت جوامع متمدن،مبارزه با همین پدیدهٔ قوم مداری و جایگزینی متر و معیارهای عقلانی از قبیل تخصص، استعداد و کار گروهی و هدفمند بجای نژاد و قومیت و امثالهم می باشد.

اینکه ما در شهر خود افراد را بر اساس تعلقشان به فلان قوم و قبیله بدون شناخت فردی و دقیق و بر اساس یکسری صفتهای از پیش تعیین شدهٔ ذهنی قضاوت میکنیم و در ادامهٔ این قضاوتها،متر و معیار انتخابهایمان نیز بر اساس همین ملاکهای کاملاً بی اساس و نادرست است،خود نمود بارز “قوم مداری” است.

شاید بیان ضرر و زیانهای تاریخی ای که از این نوع تفکر و قضاوت و انتخاب،شهر ما و مردمانش متحمل شده اند،خیلی ضروری نباشد چراکه به قولی اظهر من الشمس است و وضعیت فعلی ما خود صادق ترین گواه این حال و اوضاع است.

میراث قوم مدارانهٔ نیاکانمان که حاصل جهل و عقب ماندگی آن نسلها بوده است و خط کشیها و مرزبندیهای بی حاصل و بیهوده ای را بین قومها و طایفه ها تبلیغ و تشویق میکرد،در کمال تأسف تا به امروز که در قرن بیست و یکم و بعنوان شهروندان دهکدهٔ جهانی زندگی میکنیم،ادامه یافته است.

اینکه هنوز در برخی زمانها مثل ایام انتخابات گرایشهای قوم مدارانه پررنگتر از همیشه خود نمائی میکند و این آفت و بیماری جانشین معیارهای منطقی و عقلانی میشود،به معنی وجود و حضور پرقدرت این معضل در بطن فرهنگ جامعهٔ ماست.و یکی از عمده علتهای توسعه نیافتگی تاریخی شهرمان.

آراستن و بزک کردن پدیدهٔ”قوم مداری” با مفاهیمی همچون تعصّب،عِرق و غیرت نه تنها دردی را دوا نخواهد کرد بلکه جهل مرکّبیست که فراوان با آن مواجهیم.

نتیجتاً اینکه برای خروج از محرومیّت و عقب ماندگی و قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعه،مستلزم شناخت و تشخیص بیماریهای اجتماعی از جمله “قوم مداری” و آگاه ساختن جامعه برای برون رفت از آن می باشد.

به امید آن روز

عماد خادمیان-آذر۹۶

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

672 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 سوادکوه نیوز. محفوظ است.
طراحی و اجرا محمد یوسفی سرخی